خرید بک لینک
‼️پیامبر اکرم (ص)فرمودند ‼️كسى كه نمازهاى پنجگانه را در موقع خود اقامه كند و ركوع و سجود نماز را كامل بجا آورد خداى عزّ و جلّ ۱۵ خصلت به او عطا فرمايد ۱. سه خصلت در دنيا عمر او را زياد كند، مال و اموال او را زياد كند، اولاد صالح او را زياد كند. ۲. سه خصلت در موقع مرگ از ترس او را ايمن دارد، از هول مرگ ايمن دارد، او را داخل بهشت گرداند. ۳.سه خصلت در قبر سؤ ال نكير و منكر را بر او آسان كند، قبر او را وسيع گرداند، درى از درهاى بهشت به روى او گشوده شود.

برچسب: نویسنده: مهراد محمدپور تاريخ: چهارشنبه 17 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:40

سید محمد اشرف علوی می نویسد: « در سفری به مصر، آهنگری را دیدم که با دست خود آهن گداخته را از کوره آهنگری بیرون می آورد و روی سندان می گذاشت و حرارت آهن به دست وی اثر نمی کرد. با خود گفتم این شخص، مردی صالح است که آتش به دست او کارگر نیست. ازاین رو، نزد آن مرد رفتم، سلام کردم و گفتم: «تو را به آن خدایی که این کرامت را به تو لطف کرده است، در حق من دعایی کن.» مرد آهنگر که سخن مرا شنید، گفت: «ای برادر! من آن گونه نیستم که تو گمان کرده ای.»گفتم: «ای برادر! این

برچسب: نویسنده: مهراد محمدپور تاريخ: چهارشنبه 17 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:40

متوسط عمر عقاب 30 سال است و متوسط عمر کلاغ 300 سال. عقابی در بلندای قله ی رفیعی لانه داشت. عقاب به پایان عمرش نزدیک شده بود، اما نمی خواست بمیرد. به یاد آورد که پدرش از پدرش که او هم از پدرش شنیده بود که: در پایین قله کلاغی لانه دارد. چهار نسل از خانواده ی عقاب ها این کلاغ را دیده بودند اما کلاغ هنوز به نیمه ی عمر خود نیز نرسیده بود! عقاب در دلش به کلاغ حسادت کرد؛ تصمیم گرفت به نزد کلاغ برود و راز عمر طولانی وی را جستجو کند.

برچسب: نویسنده: مهراد محمدپور تاريخ: چهارشنبه 17 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:40

حسن و حسين عليهماالسلام مريض شدند. پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله با چند تن از ياران به عيادتشان آمدند. گفتند: - يا علي! خوب بود نذري براي شفاي فرزندانت مي كردي. علي عليه السلام و فاطمه عليهماالسلام نذر كردند، اگر عزيزان شفا يابند، سه روز روزه بگيرند. خود حسن و حسين عليهماالسلام و فضه كه خادمه آنها بود نيز نذر كردند كه سه روز روزه بگيرند. چيزي نگذشت كه خداوند به هر دو شفاي عنايت فرمود. روز اول را روزه گرفتند در حالي كه غذايي در خانه نداشتند.

برچسب: نویسنده: مهراد محمدپور تاريخ: چهارشنبه 17 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:40

در منزل دوستی که پسرش دانشآموز ابتدایی و داشت تکالیف درسیاش را انجام میداد، بودم. زنگ منزل را زدند و پدر بزرگ خانواده از راه رسید. پدربزرگ با لبخند، یک جعبه مداد رنگی به نوه اش داد و گفت: "این هم جایزۀ نمرۀ بیست نقاشیات." پسر ده ساله، جعبۀ مداد رنگی را گرفت و تشکر کرد و چند لحظه بعد گفت: "بابا بزرگ! باز هم که از این جنسهای ارزون قیمت خریدی الان مداد رنگیهای خارجی هست که ده برابر این کیفیت داره." مادر بچه گفت: "میبینید آقاجون؟ بچههای این دوره و زمونه

برچسب: نویسنده: مهراد محمدپور تاريخ: چهارشنبه 17 ارديبهشت 1399 ساعت: 10:40

صفحه بندی